محمد بن زكريا الرازي
29
منصوري في الطب ( فارسى )
حيثيت سلامت و مرض و مسلمان متعلم اين موضوع غور در عوارض ذاتى اين موضوع كرد . يعنى علم پزشكى با همين وتيره دربارهى علم دوم عمل گرديد يعنى علمى كه موضوع آن دين بود : چه ما مىدانيم علوم دينىاى كه موضوع آن « اصول دين » است ناظر به عوارض ذاتى امرى است ، غير از علومى كه موضوع آن فروع دين مىباشد و در تعلم آنها بايد با اين افتراق توجه شود و از اين گذشته چون در جنب اين مباحث دينى مسأله قول به دو نشأت نيز كه اسلام قائل بوجود آنهاست خود مسائلى درباره فراگيرى علم دين مطرح مىكرد كه مىبايست اين فرهنگ آنها را نيز بگشايد چه نشأتى كه با زمان محدود خود مكلّف را تحت تكليف مىبرد و جسم و غير جسم او را علما و عملا مكلّف بعلومى مىكند ، به او مىگويد حاصل آن در نشأت ديگر است يعنى در نشأت ديگر همين مكلّف از حاصل آنچه در آن نشأت با زمان محدود فراهم كرده ضرر يا بهره مىگيرد و خود اسلام برسايى به اين رابطه ، بهرهگيرى يا ضرربرى يكى از ديگرى با قول « الدنيا مزرعه الاخره » اشاره نموده است ، كه ديگر مسلمان به هيچ وجه نمىتواند غافل از آن باشد چه در آن نشأت ديگر سروكار يا با جهنم ابدى دارد و يا با بهشت جاويدان . برخورد دينپژوهان اسلامى به آخرت چنان با توجه گسترده و فراخ روبرو گرديد كه بىشك چنين گسترشى را هيچ دينى در تاريخ اديان نكرده است و گزارههاى اصولى و فروعى دينى اسلامى چنان جاذب افكار و اذهان افراد درخشان مسلمانان شد ، كه مىتوان گفت ، كمتر گزارش دينى در اديان ديگر به چنين جذابيت رسيده است . چه دانشمند بواقع ديندار و دينپژوه همواره خود را در برابر قادر مطلق چنان موظف حس مىنمايد و آتش جاودان قيامت را مماس با بدن خود آنچنان لمس مىكند كه مىپندارد اگر در مسألهى علمى دين به حد نهايى غور نكند و مطلبى را ارائه نمايد كه بقول خود استفراغ وسع در آن نكرده است ، طعمهى آن آتش ، جاويدان در آن سرا مىشود . البته اين امر هم مخفى نماند كه در طول هزار و چند ساله دين و فرهنگ اسلامى تعداد چنين دينپژوهانى از تعداد قليل انگشتان دست تجاوز نمىكند و انصاف را چنين دينپژوهانى به مقامى رسيدهاند كه جز خدابينى و قعود عند مليك مقتدر مقامى ديگر براى آنها متصور نيست و كار و حال آنها فاصلهها از ژاژخايى و كوتهنظرى و جاهطلبى و